Yeah
اره
I know sometimes
میدونم بعضی وقتا
Things may not always make sense to you right now
واست یه سری چیزا ممکنه هیچجوره با عقل جور در نیاد
But ayy what'd daddy always tell you?
اما بابایی همیشه بهت چی میگه؟
Straighten up, little soldier, stiffen up that upper lip
قوی باش سرباز کوچولو، لب و لوچتو آویزون نکن (غصه نخور)
What you crying about?
واسه ی چی داری گریه میکنی
You got me
تو من رو داری
Hailie, I know you miss your mom, and I know you miss your dad
هیلی، میدونم دلت برای مامانت تنگ شده، و میدونم دلت برای بابات تنگ شده
When I'm gone
وقتی که رفتم
But I'm trying to give you the life that I never had
اما دارم تلاش میکنم تا زندگی ای که خودم هیچوقت نداشتمش رو برای تو بسازم
آکادمی آسا 365
asa365.ir
I can see you're sad, even when you smile, even when you laugh
من میتونم ببینم که تو ناراحتی، حتی وقتایی که لبخند میزنی، حتی وقتایی که میخندی
I can see it in your eyes, deep inside you wanna cry
میتونم اینو توی چشمات ببینم که در عمق وجودت میخوای گریه کنی
'cause you're scared, I ain't there
چون ترسیدی که من اونجا کنارت نیستم
Daddy's with you in your prayers
بابایی تو دعاهات همراهته
No more crying, wipe them tears
دیگه گریه بسه، اون اشکاتو پاک کن
Daddy's here, no more nightmares
بابایی اینجاست، دیگه خبری از کابوس نیست
We gon' pull together through it
ما قراره با همدیگه ازین مشکلات عبور کنیم
We gon' do it, Lainie uncle's crazy, ain't he?
حتما اینکارو میکنیم، لینی دایی دیوونهست مگه نه؟
Yeah, but he loves you, girl, and you better know it
اره ولی خب اون عاشقته دختر، و بهتره اینو بدونی
We're all we got in this world
ما همه چیزِ همدیگه هستیم (تو دنیا فقط همدیگه رو داریم)
آکادمی آسا 365
asa365.ir
When it spins, when it swirls, when it whirls, when it twirls
وقتی که این کره خاکی میچرخه و دنیا میگذره
Two little beautiful girls
دوتا دختر کوچولوی خوشگل
Looking puzzled, in a daze, I know it's confusing you
مات و مبهوت به این قضایا نگاه میکنید، من میدونم چی باعث شده متحیر بشید
Daddy's always on the move
بابایی همیشه در حال سفره
Momma's always on the news
مامانی همیشه توی اخباره
I try to keep you sheltered from it
من تلاش شمارو از این قضایا دور نگه دارم
But somehow it seems
اما بنظر میرسه
The harder that I try to do that, the more it backfires on me
هرچقدر که سخت تر بخاطرش تلاش میکنم نتیجش برعکس میشه (و شما بیشتر از قبل از این ماجراها با خبر میشید)
All the things growing up as daddy that he had to see
همه چیز رشد میکنه مثل بابایی که مجبوره اینارو ببینه (و تحمل کنه)
Daddy don't want you to see, but you see just as much as he did
بابایی نمیخواست شما اینارو ببینید اما خب شما دقیقا به اندازه ی خود بابایی شاهد این اتفاقات بودید
آکادمی آسا 365
asa365.ir
We did not plan it to be this way, your mother and me
ما قصد نداشتیم که رابطمون این شکلی بشه، خودم و مامانت رو میگم
But things have got so bad between us
اما خب ماجراهای خیلی بدی بین ما دو تا رخ داده
I don't see us ever being together ever again, like we used to be when we was teenagers
بعید میدونم بازم بتونیم باهمدیگه باشیم، مثل اونموقع ها که نوجوون بودیم
But then, of course, everything always happens for a reason
ولی خب قطعا هرچیزی بخاطر یه دلیل خاصی اتفاق میوفته
I guess it was never meant to be
فکر کنم ما هیچوقت قسمتِ همدیگه نبودیم
But it's just something we have no control over, and that's what destiny is
ولی خب یه چیزی هست که ما نمیتونیم کنترلش کنیم و اونم اسمش “سرنوشت” عه
But no more worries,rest your head and go to sleep
ولی خب نگرانی دیگه بسه یکم به خودت استراحت بده و بخواب
Maybe one day we'll wake up and this'll all just be a dream
شاید یه روز بیدار بشیم و ببینیم همه ی اینا فقط یه خواب بوده
Now hush, little baby, don't you cry
هیس، بچه کوچولو، گریه نکنی هاا
Everything's gonna be alright
همه چیز درست میشه
آکادمی آسا 365
asa365.ir
Stiffen that upper lip up,little lady
غصه نخور خانوم کوچولو
I told ya
بهت گفتم
Daddy's here to hold ya through the night
بابایی اینجاست تا کل شب تورو تو بغلش بگیره
I know mommy's not here right now, and we don't know why
میدونم که مامانی الان اینجا نیست و ما دلیلش رو نمیدونیم
We fear how we feel inside
ما از احساس درونی خودمون وحشت داریم
It may seem a little crazy, pretty baby
شاید یکم مسخره بنظر بیاد نینی خوشگل
But I promise, momma's gon' be alright (Heh)
اما من قول میدم که مامانی حالش خوب میشه
It's funny
خنده داره
I remember back one year when
یه سالی رو یادم که
Daddy had no money
بابایی هیچ پولی نداشت
آکادمی آسا 365
asa365.ir
Mommy wrapped the Christmas presents up and stuck 'em under the tree
مامانی کادو های کریسمس رو بسته بندی کرد و گذاشتشون زیر درخت کریسمس
And said some of 'em were from me
و گفت بعضی از اون کادو ها از طرف من اند
'cause daddy couldn't buy 'em
چون بابایی خودش نمیتونست اونارو بخره
I'll never forget that Christmas, I sat up the whole night crying
هیچوقت اون کریسمس رو یادم نمیره، کل شب رو بیدار موندم و گریه کردم
'cause daddy felt like a bum see, daddy had a job
چون بابایی حس یه ادم بی عرضه رو داشت، اخه ببین بابایی کلا یه شغل(وظیفه) داشت
But his job was to keep the food on the table for you and mom
و اون هم این بود که برای تو و مامانی غذا فراهم کنه
And at the time, every house that we lived in
و اون موقع توی هر خونه ای که زندگی میکردیم
Either kept getting broken into and robbed or shot up on the block
یا مدام مورد دزدی واقع میشد یا تیراندازی
And your mom was saving money for you in a jar
و مامانت داشت برای تو پول جمع میکرد توی یه شیشه مربا
Trying to start a piggy bank for you so you could go to college
سعی میکرد یه سرمایه ی کوچیکی برات دست و پا کنه تا تو بتونی بری دانشگاه
آکادمی آسا 365
asa365.ir
Almost had a thousand dollars, 'til someone broke in and stole it
حدود هزار دلار جمع کرده بود تا وقتی که یه نفر بزور وارد خونه شد و دزدیدش
And I know it hurt so bad it broke your momma's heart
و من میدونم این موضوع انقدر برای مامانت دردناک بود که قلب مادرت رو شکوند
And it seemed like everything was just starting to fall apart
و بنظر میرسید که همه چیز شروع کرد به فروپاشی
Mom and dad was arguing a lot
مامان و بابا خیلی باهم جر و بحث میکردن
So momma moved back on to Chalmers in the flat, one bedroom apartment
پس مامان برگشت به محله چالمرز توی یه اپارتمانِ تکخوابه
And dad moved back to the other side of 8 mile on Novara
و بابا برگشت به اونطرف 8مایل توی نووارا
And that's when daddy went to California with his CD
و همونموقع بود که بابا با سی دی(حاوی اهنگای خودش) به کالیفورنیا رفت
And met Dr. Dre and flew you and momma out to see me
و داکتر دری رو ملاقات کرد واسه تو و مامانی بلیت گرفتم که بیاین به دیدنم
But daddy had to work, you and momma had to leave me
ولی خب بابایی مجبور بود کار کنه، تو و مامانی باید منو ترک میکردید
Then you started seeing daddy on the TV
و بعد هم کم کم شما بابایی رو از تلوزیون میدیدین
آکادمی آسا 365
asa365.ir
And momma didn't like it
و مامانی ازین اتفاق خوشش نیومد
And you and Lainie were too young to understand it
تو و لینی برای فهمید این چیزا خیلی کوچیک بودید
Papa was a rolling stone
بابا همیشه در رفت وآمد بود
Momma developed a habit
مامان هم اون کارای همیشگیشو ادامه میداد
And it all happened too fast for either one of us to grab it
و همهی اینا انقدر سریع اتفاق افتاد که هیچکدوممون نتونستیم جلوشو بگیریم
I'm just sorry you were there and had to witness it first hand
فقط متاسفم ازین که شماها اونجا حضور داشتید و مجبور بودید اولین نفر شاهد اون همه اتفاق بشید
'cause all I ever wanted to do was just make you proud
اخه تمامِ چیزی که همیشه میخواستم این بود که شماها بمن افتخار کنید
Now I'm sitting in this empty house Just reminiscing
اما الان توی این خونه ی خالی نشستم و خاطرات رو مرور میکنم
Looking at your baby pictures, it just trips me out to see how much you both have grown
به عکسای بچگیتون نگاه میکنم و مبهوت میمونم که جفتتون چقدر بزرگ شدید
It's almost like you're sisters now
انگار که باهم خواهر اید
آکادمی آسا 365
asa365.ir
Wow, guess you pretty much are, and daddy's still here
واو فکر کنم واقعا هستید، و بابایی هنوز همینجاست
Lainie, I'm talking to you too, daddy's still here
لینی با تو هم هستم، بابایی هنوز همینجاست
I like the sound of that, yeah, it's got a ring to it, don't it?
صداش رو خیلی دوست دارم، یه آوای خاصی داره مگه نه؟؟
Sshh! momma's only gone for the moment
مامان فقط برای چند لحظه از پیشمون رفته (رفتنش دائمی نیست)
Now hush, little baby, don't you cry
هیس، نی نی کوچولو، گریه نکنی هاا
Everything's gonna be alright
همه چیز درست میشه
Stiffen that upper lip up,little lady
غصه نخور خانوم کوچولو
I told ya
بهت گفتم
Daddy's here to hold ya through the night
بابایی اینجاست تا کل شب تورو تو بغلش بگیره
I know mommy's not here right now, and we don't know why
میدونم که مامانی الان اینجا نیست و ما دلیلش رو نمیدونیم
آکادمی آسا 365
asa365.ir
We fear how we feel inside
ما از احساس درونی خودمون وحشت داریم
It may seem a little crazy, pretty baby
شاید یکم مسخره بنظر بیاد نینی خوشگل
But I promise, momma's gon' be alright (heh)
اما من قول میدم که مامانی حالش خوب میشه دنیا رو به پات میریزم
And if you ask me to, daddy's gonna buy you a mockingbird
و اگر تو ازم بخوای، بابایی برات یه مرغ مقلد میخره
I'ma give you the world
من دنیا رو به تو می دهم
I'ma buy a diamond ring for you, I'ma sing for you
من برات یه انگشتر الماس میخرم، من برات اواز میخونم
I'll do anything for you to see you smile
هر کاری برات میکنم تا لبخندتو ببینم
And if that mockingbird don't sing and that ring don't shine
و اگر اون مرغ مقلد آواز نخوند و اون انگشتر ندرخشید
I'ma break that birdie's neck
گردن اون پرنده رو میشکونم
I'll go back to the jeweler who sold it to ya
برمیگردم پیش اون جواهر فروش و انگشترو به خودش میفروشم
آکادمی آسا 365
asa365.ir
And make him eat every carat, don't fuck with dad! (ha ha!)
و مجبورش میکنم تک تک قیراط های انگشترو بخوره، هع بهتره با بابایی در نیوفتی (خطاب به جواهرفروش)