I was five, and he was six
من پنج سالم بود و او شش سالش
We rode on horses made of sticks
داشتیم با اسبهای چوبیمون میتاختیم
He wore black and I wore white
اون لباس سیاه میپوشید و من سفید
He would always win the fight
و همیشه هم مبارزات رو میبرد
Bang bang
بنگ بنگ
He shot me down
اون بهم شلیک میکرد
Bang bang
بنگ بنگ
I hit the ground
من میافتادم روی زمین
Bang bang
بنگ بنگ
That awful sound
اون چه صدای وحشتناکی بود
آکادمی آسا 365
asa365.ir
Bang bang
بنگ بنگ
My baby shot me down
عزیزم بهم شلیک میکرد
Seasons came and changed the time
فصلها گذشتن و زمان تغییر کرد
When I grew up, I called him mine
وقتی بزرگ شدم، من بهش گفتم که مال منی
He would always laugh and say
اون همیشه میخندید و میگفت
"Remember when we used to play"
یادت میاد اون وقتهايی رو که باهم بازی میكرديم؟
Bang bang
بنگ بنگ
I shot you down
من بهت شلیک کردم
Bang bang
بنگ بنگ
You hit the ground
تو میافتادی روی زمین
آکادمی آسا 365
asa365.ir
Bang bang
بنگ بنگ
That awful sound
اون چه صدای وحشتناکی بود
Bang bang
بنگ بنگ
I used to shoot you down
من عادت داشتم بهت شلیک کنم
Music played and people sang
موزیک پخش میشد و مردم شروع به آواز خوندن میکردن
Just for me the church bells rang
زنگهای کلیسا فقط واسه من به صدا در میومدن
Oh oh oh oh oh oh oh oh oh oh
اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه
Now he's gone, I don't know why
حالا اون رفته، نمیدونم چرا
And 'til this day, I sometimes cry
و تا به امروز، بعضی وقتا گریه میکنم
He didn't even say goodbye
اون حتی خداحافظی هم نکرد
آکادمی آسا 365
asa365.ir
He didn't take the time to lie
اون حتی زمان نذاشت دروغ بگه
Bang bang
بنگ بنگ
He shot me down
اون بهم شلیک میکرد
Bang bang
بنگ بنگ
I hit the ground
من افتادم روی زمین
Bang bang
بنگ بنگ
That awful sound
اون چه صدای وحشتناکی بود
Bang bang
بنگ بنگ
My baby shot me down
عزیزم بهم شلیک میکرد
Oh ooh ooh ooh ooh
اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه
آکادمی آسا 365
asa365.ir
My baby shot me down
عزیزم بهم شلیک میکرد
My baby shot me down
عزیزم بهم شلیک میکرد
Shot me down
بهم شلیک میکرد
Shot me down down down down down
بهم شلیک میکرد