Breathe the air again, it's a beautiful day
از نو نفس بکش، روز قشنگیه
I wish this moment would stay with the earth
کاشکی این لحظه همیشگی باشه و دنیا رو ترک نکنه
Some primal paradise
شبیه یه جور بهشته
There you go again, saying everything ends
تو باز شروع می کنی و میگی همه چه قراره به آخر برسه
Saying you can't depend on anything, or anyone
میگی نمیتونی به هیشکی و هیچی اعتماد کنی
If the end of the world was near
اگه آخر دنیا نزدیک بود
Where would you choose to be?
دوست داشتی کجا باشی؟
If there was five more minutes of air
اگه فقط برای 5 دقیقه اکسیژن باقی مونده بود
Would you panic and hide
دست و پات رو گم می کردی و می رفتی قایم میشدی
Or run for your life
یا برای نجات جونت همه ی تلاشت رو می کردی
آکادمی آسا 365
asa365.ir
Or stand here and spend them with me
یا اینجا کنار من می موندی و آخرین دقایقت رو با من می گذروندی
If we had five more minutes
اگه ما فقط 5 دقیقه وقت داشتیم
Would I, could I, make you happy?
دوست داشتم یا از پسش بر می اومدم که خوشحالت کنم؟
And we would live again
و اونموقع می تونستیم از نو زندگی کنیم
In the simplest of ways
به ساده ترین شکل ممکن
Living day after day
روز ها رو یکی پس از دیگری می گذروندیم
Like some primal animals
مثل حیوانات اولیه
We would love again
می تونستیم از نو عاشق بشیم
Under glorious suns
زیر نور باشکوه خورشید
With the freedom that comes with the truth
با احساس آزادی که از حقیقت نشأت می گیره
آکادمی آسا 365
asa365.ir
If the end of the world was near
اگه آخر دنیا نزدیک بود
Where would you choose to be?
دوست داشتی کجا باشی؟
If there was five more minutes of air
اگه فقط برای 5 دقیقه اکسیژن باقی مونده بود
Would you panic and hide
دست و پات رو گم می کردی و می رفتی قایم میشدی
Or run for your life
یا برای نجات جونت همه ی تلاشت رو می کردی
Or stand here and spend them with me
یا اینجا کنار من می موندی و آخرین دقایقت رو با من می گذروندی
If we had five more minutes
اگه ما فقط 5 دقیقه وقت داشتیم
Would I, could I, make you happy?
دوست داشتم یا از پسش بر می اومدم که خوشحالت کنم؟
So it finally came to pass
و بالاخره اتفاق افتاد
I saw the end of the world
من آخر دنیا رو دیدم
آکادمی آسا 365
asa365.ir
I saw the madness unfold like some primal barrier
دیدم که پرده و پوشش از جنون برداشته شد
And I looked back upon
و به سرگذشتم فکر کردم
Armageddon
روز آخرین مبارزه بین خیر و شر
And the moment of truth
و لحظه ی تحقق حقیقت
Between you and me
بین من و تو
If we had five more minutes of air to breathe
اگه فقط به اندازه ی 5 دقیقه اکسیژن برای نفس کشیدن داشتیم
And we cried all through it
و کل اون زمان رو با گریه سپری می کردیم
But you spent them with me
ولی عوضش تو لحظات آخرت رو باهام بودی
On our last few drags of air we agree
تو آخرین دم و بازدم هایی که با هم تو یه جبهه بودیم
I was and you were happy
اونموقع حال هر جفت مون خوب می شد